ماهان به مرکز بهداشتی درمانی می رود
سلام نفس مامان ، سلام وجودم ، سلام هستی مامان 1393/02/22 امروز روزگی آقا ماهانه و قرار شده به همراه مامان و بابا جون زمان ( بابا خیلی کار داشت و نمی تونست مارو ببره ) و مامان جون سعیده بریم مرکز بهداشتی درمانی تا کوچولوی ناز من تشکیل پرونده تولد بده و چون همکارهای مامان هستن ما سر کیفمون که بیدار شدیم آماده میشیم و بابا جون میاد دنبالمون . ساعت 10 بود که بابا جون امد البته به سفارش من واسه همکارای مرکز بهداشتی درمانی و ستاد بابا جون زحمت کشید و شیرینی خرید که همراه خودمون ببریم. وقتی رسیدیم مامان جون در حال پیاده شدن پاش پیچ خورد و نقش بر زمین شد خدا رحم کرد که اتفاقی واسش نیفتاد. ( معلوم ن...


